
تو این مطلب
«نکنی باور» توی زاخارنامه یه جورایی آهنگِ آرومِ وسطِ آلبومه. بین «مهدکودک» و «سیگار صورتی» میشینه و برخلاف دیسها و آهنگهای پرانرژیِ اون دوره، فقط یه چیز میگه: تمومکردنِ یه رابطه چقدر سخته. این پست دربارهی متن و ساختارشه، نه دربارهی زندگیِ خصوصیِ کسی. متنِ کامل رو توی صفحهی آهنگ بخون و بعد برگرد اینجا.
یه نکتهی کوتاه: این یه سایتِ زاخارهاست و به گروه وصل نیست؛ هر چی اینجا میخونی برداشتِ یه طرفدارِ قدیمیه، نه حرفِ رسمیِ خودِ هنرمندها.
کی چی خونده و پشتش کیه
طبق ترانهشناسیِ زدبازی توی ویکیپدیای فارسی، «نکنی باور» هفتمین آهنگِ زاخارنامه و بیتش کارِ علیرضا جیجیه. ویکیپدیای فارسی و انگلیسی هر دو بهزاد لیتو رو مهمانِ این آهنگ میدونن. ورسها طبق صفحهی Genius اینطوری تقسیم میشن:
- ورس اول: سیجل
- ورس دوم: بهزاد لیتو (مهمان)
- ورس سوم: سهراب امجی (امجی)
- کروس: مهراد هیدن، و توی تکرارها نسیم هم همراهش میخونه
- پل: نسیم
آلبوم ۱۶ خرداد ۱۳۹۱ (۵ ژوئن ۲۰۱۲) منتشر شد؛ ویکیپدیای انگلیسی ۴ ژوئن نوشته که یک روز فرقه و تأثیری توی بحث ما نداره.
یه چیزِ جالبِ ساختاری: سه ورسِ مردونه و فقط یه پلِ زنونه. این رو به عنوان یه انتخابِ هنری میشه خوند، ولی اینکه چرا اینطوری چیده شده، جایی ندیدم کسی توضیح داده باشه. پس بیشتر از «به نظر من» نیست.
ورس سیجل: دعواهایی که هر بار تموم میشد
ورس اول با یه الگوی تکراری شروع میشه: «هر بار قهر میکردی / میدونستم فرداش برمیگردی». راوی دارِ تعریف میکنه که این رابطه مدتها روی قهر و آشتی میچرخیده و «زنگ تفریح» اسمِ اون قهرهاست؛ یعنی چیزی که جدی نبود.
بعد تصویرها عوض میشن. «فصلها رد شدن و دستا سرد شدن / حرفا بد شدن و ظرفا پرت شدن»؛ یعنی سردیِ رابطه با گذشتنِ سال شروع میشه و آخرش به پرتشدنِ ظرف میرسه. Genius هم همین بخش رو توضیح داده و همین خطِ «فصلها رد شدن» رو نقل کرده.
ولی فصل ها رد شدن و دستا سرد شدن
اونجایی که ورس به نتیجه میرسه، پیشنهادش واقعبینانهست: «اگه عاشقیم باشیم / ولی جدا از هم مثل تاپ و جین باشیم». برداشتِ من اینه که راوی نمیگه عشق تموم شده؛ میگه کنارِ هم موندن دیگه کار نمیکنه. Genius هم تصویرِ «تاپ و جین» رو برای جدا ماندنِ دو نفر میدونه. آخرِ ورس هم یه تشبیهِ سرد داره: «غذا که تمومه باید از سرِ میز پا شد».
یه جزئیات هم هست: توی ورس، راوی یهجا اسمِ «سیاوش» و «سیجل» رو میآره. سیاوش، طبق ویکیپدیای فارسی، اسمِ واقعیِ سیجله. اینکه اون خط یعنی چی و کدوم قسمتِ متن حالتِ شخصی داره، توضیحِ قابلاتکایی ندیدم. مثل هر ترانهای، بهتره متن رو بهعنوان یه روایت بخونیم، نه خاطرهی تأییدشده.
کروس: «نکنی باور» یعنی چی
کروس کوتاهه و تکرار میشه:
اگه بهت گفتم که سرنوشت بوده / داستانمون بد و زشت بوده
«نکنی باور» دو جور خونده میشه، و به نظر من قشنگیِ آهنگ توی همین ابهامه. یکی اینکه راوی داره میگه «اگه گفتم این رابطه سرنوشت بود و بد بود، باور نکن»؛ یعنی حرفِ تلخی که توی دعوا گفته شده معتبر نیست. دومی اینکه «اگه گفتم دیگه راهی نیست و خونه بی تو خالی نیست، باور نکن»؛ یعنی دروغِ مغرورانهای که برای نشونندادنِ ضعف گفته. جملهی «خونمون بی تو خالی نیست» توی همین کروس، با سه ورسِ پر از خاطره کنار هم، آدم رو به همین برداشتِ دوم میبره.
هیچ منبعی که پیدا کنم، معنیِ این جمله رو از زبانِ خودِ گروه توضیح نداده. پس هر دو خوانش، حدسِ شنوندهست.
ورس بهزاد لیتو: صبحونه، نوتلا و پشیمونی
ورس دوم نرمترین بخشِ آهنگه و بیشتر از بقیه جزئیاتِ روزمره داره: «اول صبح میکردم من صبحونه درست / برات داغ میکردم شیر و نوتلا با تست». اینجا رابطه با یه عادتِ کوچیک و مهربون یاد میشه، نه با یه صحنهی بزرگِ عاشقانه.
بعد لحنش عوض میشه: «خیلی چیزا گفتم که الان پشیمونم» و «اشکام ریختن شونههاتو شست». اگه ورس اول راویای بود که با خونسردی تصمیم میگیره جدا شن، اینجا راوی کسیه که هنوز نمیتونه ول کنه. جملهی «سواره زندگی بودیم، الان پیاده میریم» هم برداشتِ من، فشردهترین خلاصهی کلِ آهنگه: همون مسیر، فقط بدون ماشین.
لیتو بعد از این آهنگ هم با اعضای زدبازی کار کرد؛ طبق ویکیپدیای انگلیسی مهمانِ ثابتِ «پیر شدیم ولی بزرگ نه» و «یکسین» بود. اگه میخوای بدونی چرا اسمش اینقدر کنارِ این گروه دیده میشه، صفحهی اعضا یه نگاهِ کوتاه بهش داره. و آهنگِ دیگهای که با همین حضور ساخته شد «ساعت وایسه»ست (۱۳۹۱).
ورس سهراب امجی: چمدونها دم در
ورس سوم از بقیه شلوغتره. خاطرهها توی «سرما و گرما»، «بوت پامون روی برفا و برگا» رو دارن، ولی بعدش یه تناقض میآد: «وقتی بغل همیم هم کسی سلام نمیده». یعنی دو نفر کنارِ هم هستن، ولی ارتباطی نیست.
امجی از تصویرهای بیرونی هم کمک میگیره: دعوا که بالا میگیره، «در و همسایه همه چراغا روشن میشد». بعد جملهای که انگار از جلوی در میگه: «الان دمِ خونه دو تا چمدونه». ورس با یه تیکهی سرد تموم میشه، «پ دیگه کاری باری؟»، که برداشتِ من، عمداً بیاحساسه.
اینجا یه ارجاعِ هنری هم هست («بختمون آب شد سالوادور دالی»)، که به ساعتهای ذوبشدهی دالی اشاره میکنه. این رو خودم از تصویرش خوندم و جایی تأییدش نکردم.
پل نسیم و اینکه چرا آهنگ اینطوری تموم میشه
نسیم فقط یه بخشِ کوتاه میخونه: «شب زدی حرفتو / آتیش زدی عکستو / حرفتو پس بگیر». به نظر من این تنها جاییه که صدا انگار از طرفِ مقابلِ ورسها جواب میده، ولی متن صریح نمیگه این صدا کیه. بخشش با «میندازی دور...» تموم میشه و بعد دوباره کروس برمیگرده.
ساختارِ آهنگ، به نظر من، همینه: سه ورس که هر کدوم یه مرحله از جداشدن رو نشون میدن (خونسردی، پشیمونی، سردی)، و یه پل که فقط یه بار صدایی از اون طرف میشنوه. قصه هیچوقت نمیگه کی حق داشت. و شاید همین بیطرفی باعث شده هر شنوندهای خودش رو یه جای قصه پیدا کنه.
جایگاهش بین بقیهی زاخارنامه
اگه «تهران ماله منه» و «چرا بدی» رو شنیده باشی، میدونی آلبوم سمتِ دیس هم میره. «چرا بدی» دیسِ آلبومه و بحثش جداست. «نکنی باور» از اون سمتِ آلبومه که اصلاً به کسی کار نداره.
اگه آهنگهای دیگهی همین آلبوم رو دوست داری، سیگار صورتی و مرسی کلی هم بیتِ جیجی یا هیدن دارن و حسوحالِ تلخوشیرینِ نزدیکی دارن.
سؤالات متداول
معنی آهنگ نکنی باور چیه؟
آهنگ دربارهی پایاندادن به یه رابطهی عاشقانهست. طبق توضیحِ Genius، متن از دعوا، سردشدنِ رابطه با گذر فصلها و جدا ماندنِ دو نفر حرف میزنه. «نکنی باور» به نظر من یعنی راوی حرفهای تلخِ دعوا رو پس میگیره، ولی این برداشتِ شنوندهست، نه توضیحِ رسمی.
ورسهای نکنی باور رو کی خونده؟
طبق Genius، ورس اول با سیجل، ورس دوم با بهزاد لیتو (مهمان) و ورس سوم با سهراب امجیه. کروس رو مهراد هیدن میخونه، با همراهی نسیم، و پل هم با نسیمه.
بیت نکنی باور رو کی ساخته؟
طبق ترانهشناسیِ زدبازی توی ویکیپدیای فارسی، بیتِ این آهنگ کارِ علیرضا جیجیه.
نکنی باور توی کدوم آلبومه؟
هفتمین آهنگِ زاخارنامهست، اولین آلبومِ رسمیِ گروه که ده ترک داره و سال ۱۳۹۱ (۲۰۱۲) منتشر شد.
بهزاد لیتو عضوِ زدبازیه؟
توی منابعی که من دیدم، او مهمانِ «نکنی باور» و «ساعت وایسه» حساب میشه، نه عضوِ ثابتِ پنجنفره. بعدها هم با جیجی و سیجل کارهای مشترک داشته؛ مثلاً آلبومِ «ستاره بازی».


