
تو این مطلب
اگه از ده تا زاخار بپرسی اسم زدبازی از کجا اومده، احتمالاً ده تا جواب جورواجور میگیری. یکی میگه حرف «زد» انگلیسیه، یکی میگه یه شوخی قدیمیه، یکی هم قسم میخوره از یه آهنگ درآمده. خوشبختانه برای این یکی لازم نیست حدس بزنیم، چون خودِ اعضا تیر ۱۳۸۵ (ژوئیهٔ ۲۰۰۶) توی یه گفتگوی بیبیسی توضیحش دادن.
توی این نوشته همون توضیح رو با هم مرور میکنیم و جدا میکنیم چی رو مطمئنیم و چی رو منابع نگفتن. (این سایت یه آرشیو طرفدارانهست و هیچ ربطی به خودِ گروه نداره.)
گفتگوی بیبیسی فارسی: سرچشمهٔ ماجرا
برنامهٔ «روز هفتم» بیبیسی فارسی، ۱۶ تیر ۱۳۸۵ (۷ ژوئیهٔ ۲۰۰۶)، با زدبازی گفتگو کرد. توی گفتگوی «بیبیسی فارسی با زدبازی» که توی آرشیو ثبت شده، سامان ویلسون، مهراد هیدن و سهراب امجی صحبت میکنن. سیجل اون موقع فرانسه درس میخوند و حضور نداشت.
اولین مصاحبهٔ رسمی گروهه و یکی از معدود جاهاییه که ریشهٔ اسم از زبان خودشون شنیده میشه. هر چیزی که در ادامه دربارهٔ «زد» و «زاخار» میخونی به همین گفتگو برمیگرده، مگه اینکه جای دیگه اسم منبع رو بیارم.
همون گفتگو یه نکتهٔ دیگه هم داره که به اسم ربط پیدا میکنه: توش از «زدبازی-۱» حرف میزنن، مجموعهای که روی آهنگهای D12 بیرون دادن و به گفتهٔ خودشون توی اینترنت رفت و کلی دانلود شد. یعنی وقتی این مصاحبه ضبط شد، اسم «زدبازی» از قبل روی آهنگهای دستبهدستشده نشسته بود، و توی همین گفتگو ریشهاش رو تعریف کردن.
سالِ اولِ انگلستان و رفیقی به اسم سهراب
طبق روایت سامان، سالِ اولِ زندگیاش توی انگلستان سخت گذشته. توی همون سال با رفیقی به اسم سهراب اینقدر با هم بودن که کلمهٔ «زاخار» بینشون رایج شد. بعد از یه مدت حوصلهٔ گفتن کاملش رو نداشتن و فقط میگفتن «زد»: «چطوری زد؟ کجایی زد؟».
یه نکتهٔ مهم: این سهراب، سهراب امجی نیست. توی همون گفتگو معلومه که منظور یه رفیقِ دیگهست، نه «سهرابِ خودمون». اگه تا حالا این دو تا رو قاطی کرده بودی، تنها نیستی؛ اسمشون یکیه و راحت اشتباه میشه.
از همین جا هم میشه فهمید چرا زاخارها خودشون رو «زاخار» صدا میزنن. به نظر من این بامزهترین قسمت ماجراست: یه کلمهٔ خصوصی بین دو رفیق توی یه کشور غریبه، بعدها اسم یه جماعت بزرگ شد.
«زاخار» یعنی چی؟
اینجا باید صادق باشم: منابعی که من دارم معنای تحتاللفظی «زاخار» رو نمیگن. چیزی که میدونیم اینه که یه کلمهٔ رایج بین سامان و اون رفیق بوده و «زد» کوتاهشدهٔ اون. ریشهاش از کجاست و اصلاً قراره چی معنی بده، توی گفتگو نیومده و من هم حدس نمیزنم.
اگه جایی دیدی کسی با اطمینان برات یه ریشهشناسی دقیق تعریف میکنه، ازش بپرس منبعش کجاست. تا جایی که من پیدا کردم، هیچ منبع قابلاستنادی این رو تأیید نمیکنه.
یه چیز دیگه هم هست که راحت میشه ازش گذشت: چرا «بازی»؟ از گفتگو بر نمیآد که اضافهشدن «بازی» چه جور اتفاق افتاده یا چی بوده؛ این هم یکی از چیزهاییه که ننوشتهن، پس من هم ننوشتم.
«زدبازی یدونست از خزر تا خلیج فارس»
بعد از اسم میرسیم به آهنگی که اسم گروه توی تیترش هم هست. «از خزر تا خلیج فارس» تاریخش توی منابع حدود ۲۰۰۴ (۱۳۸۳) ثبت شده. مهراد هیدن بعدها گفته این اولین بیت اورجینالی بود که برای گروه ساخت. این حرفش رو با نقل از مصاحبهٔ کادنس (۱۳۹۶) توی ویکیپدیای انگلیسی میبینیم. ایدهٔ آهنگ هم، طبق همون بیبیسی، از سامان بود.
لاینی که تیتر آهنگ از اون اومده، «زد بازی یه دونهست از خزر تا خلیج فارس»، توی ورس سهراب امجیه. خودش توی گفتگوی بیبیسی گفته منظور فقط این بوده که «تو کل ایران ما یه دونهایم». یعنی بیشتر ادعای یگانگیه تا یه معنی پنهان، و این رو خودِ گوینده گفته، نه من به عنوان برداشت.
متن کامل رو توی صفحهٔ خودِ آهنگ بخون. من اینجا فقط به همین یه خط اکتفا میکنم:
زد بازی یه دونه است از خزر تا خلیج فارس
«زد» و «زاخار» توی خودِ آهنگ
جالبه که کلمهٔ «زاخار» توی همین آهنگ هم هست. ورس سامان یه جا میپرسه «چرا کسی گوش نمیکنه سیدی تو زاخار»، و ورس سهراب با «زاخار نذار من بدم ادامه باقیشو» تموم میشه. به برداشت من، اینجا «زاخار» یه جور خطاب به مخاطبه، نه دقیقاً اسم طرفدارها؛ ولی مطمئن نیستم و اینجا فقط یه نظره.
اگه این برداشت درست باشه، یعنی همون موقع، سالها قبل از اینکه «زاخارنامه» (۱۳۹۱/۲۰۱۲) اسم آلبوم بشه، کلمه توی دهن اعضا و لابهلای شعرها بوده. تکرارش توی یه آهنگِ بیتِ اورجینال برای من نشونهٔ اینه که برای خودشون هم کلمهٔ مهمی بوده.
دو روایت دربارهٔ آشنایی با سهراب امجی
حالا که اسم سهراب اومد، یه اختلاف منبع کوچیک هم هست که ربط مستقیم داره به اینکه این دو سهراب چطور قاطی میشن. سامان توی گفتگوی بیبیسی گفته با سهراب امجی توی یه مهمونی آشنا شدن. ولی مستندی که ویکیپدیای انگلیسی بهش ارجاع میده آشنایی رو توی انگلستان میذاره.
منابع اختلاف دارن و من نمیتونم بینشون داور باشم. چیزی که مطمئنه اینه که سهراب امجی بعد از همکاری روی «کل کل» وارد گروه شد (ویکیپدیای انگلیسی). برای تاریخ کاملتر ماجرا صفحهٔ تاریخچه رو ببین، و اگه میخوای بدونی هر کدوم از اعضا کی بود، اعضا جای خوبیه.
چرا این داستان برای زاخارها مهمه؟
به نظر من جذابیت این ماجرا اینه که اسم زدبازی رو کسی توی جلسهٔ برندسازی انتخاب نکرده. از یه شوخی خصوصی بین دو رفیق شروع شده، رفته توی آهنگ، و بعد خودِ طرفدارها هم ازش یه هویت ساختن. وقتی کسی میگه «من زاخارم»، در واقع داره کلمهای رو به کار میبره که اول از همه مال دو نفر توی انگلستان بوده.
اگه میخوای ببینی خود گروه تا کجا رسید، زدبازی کیه؟ نقطهٔ شروع خوبیه. و برای حالوهوای همون سالها، نوستالژی زدبازی: سیدیهای دستبهدست رو هم بخون.
سؤالات متداول
معنی اسم زدبازی چیه؟
طبق گفتگوی بیبیسی فارسی (۱۳۸۵)، «زد» کوتاهشدهٔ «زاخار» بوده؛ کلمهای که سامان ویلسون و یه رفیقش به اسم سهراب توی سال اول زندگیاش در انگلستان بین خودشون به کار میبردن. چیزی دقیقتر از این، مثل معنی تحتاللفظی کلمه، توی منابع من نیست.
زاخار یعنی چی؟
منابعی که من دارم معنای تحتاللفظی نمیدن. فقط میدونیم کلمهای رایج بین سامان و اون رفیقش بوده، و بعدها طرفدارهای گروه خودشون رو «زاخار» نامیدن.
سهرابِ داستان اسم زدبازی همون سهراب امجیه؟
نه. طبق همون گفتگوی بیبیسی فارسی، اون سهراب یه رفیق دیگه بوده و ربطی به سهراب امجی (سهراب مصطفوی) نداره.
اسم زدبازی از آهنگ «از خزر تا خلیج فارس» اومده؟
نه دقیقاً. اسم گروه از ماجرای «زد» و «زاخار» اومده. آهنگ «از خزر تا خلیج فارس» اولین بیت اورجینال مهراد برای گروهه و لاین عنوانش از سهراب امجیه که گفته منظورش فقط یگانگی گروه توی ایرانه.
کجا میتونم خودِ گفتگوی بیبیسی رو بشنوم؟
اطلاعات این گفتگو توی صفحهٔ «گفتگوی بیبیسی فارسی با زدبازی» همین آرشیو ثبت شده؛ اصل گزارش رو بیبیسی فارسی (برنامهٔ «روز هفتم»، ۱۶ تیر ۱۳۸۵) منتشر کرده.


